چرا حباب
وبلاگی به اسم چیزی که بهزحمت وجود دارد، و اینکه چرا هر نوشته اینجا شکل خودش را انتخاب میکند.
حباب لایهای است به ضخامت چند صد نانومتر که برای لحظهای شکلی را نگه میدارد و بعد نیست میشود. به نظرم اسم صادقانهای بود برای جایی که چیزها را در آن مینویسم.
نوشتههایی که شکل خودشان را انتخاب میکنند
بیشتر وبلاگها همهٔ ایدهها را در یک قالب میریزند: عنوان، چند پاراگراف، شاید یک تصویر. بعضی ایدهها در این قالب جا میشوند. بعضی دیگر میخواهند حرکت کنند، شنیده شوند، یا آنقدر دستکاری شوند تا معنی پیدا کنند.
برای همین اینجا هر نوشته میتواند اینها باشد:
- یک جستار، مثل همین، وقتی کلمهها کافیاند
- یک قصه که روی بوم کشیده میشود و با اسکرول باز میشود
- یک اثر تعاملی که میشود تغییرش داد و خرابش کرد
- یک قسمت پادکست، وقتی صدا بهتر میگوید
دو زبان
به دو زبان فکر میکنم، پس به دو زبان مینویسم. بعضی نوشتهها هم فارسیاند هم انگلیسی. بعضی فقط یکی. اگر ترجمهای باشد، بالای صفحه پیدایش میکنید.